3171

جدی جدی ده سال شد!

ده سال و چهار ماه

ده ساله که یه دفترچه خاطرات مخفیِ غیرمخفی دارم!

3170

دلم نمیخواد تسلیم بشم

دلمم نمیخواد مرخصی بگیرم

اما دوست دارم واقعی استراحت کنم

وقتی بیدارم و میخوام استراحت کنم هر نیم ساعت یاد یه کاری که باید انجام بشه میافتم و تپش قلب میگیرم

مشکل اینجاست که حتی وقتی اون کار رو انجام میدمم راحت نمیشم

کار بعدی کار بعدی کار بعدی

حتی وقتی تمام کارایی که باید انجام میدادمو انجام دادم بازم نمیتونم استراحت کنم و همش حس میکنم یه چیزی یادم رفته یا باید یه کاری حتما انجام بدم تا احساس بی‌هدفی و پوچی نکنم

من نمیدونم چمه

حتی نمیدونم اختیار روح و روانم این روزا دست کی افتاده

فقط میدونم که باید به خودم کمک کنم